روز مسابقه به اتفاق سایر شرکت کننده ها وارد سالن بزرگی شدیم، در وسط این سالن میز نسبتاً کوچکی بود که روی آن یک گلدان پر از گل و زیر آن پارچه ای چین خورده وجود داشت و دور تا دور این میز پر بود از صندلی ها، تا شرکت کنندگان روی آنها بنشینند و میز و گلدان روبرو را با هر ابزاری که خودشان میل داشتند به تصویر بکشند! |
|
|
بسیاری از دوستان سوال میکنند که در شبها و روز های ماه محرم چه روضه هایی بخوانیم؟
|
انبوه جمله های کمین کرده در قلم
|
سامانه پیامکی ما به شماره : 50005420801070 آماده دریافت نظرات و پیشنهادات شماست! |
گاهی . . .حساب همه جایش را هم که میکنیدرست هم که حساب میکنیبه حساب چیزی هم از قلم نیافتادهاما آخرش چیز دیگری میشودانگار دو دوتای زندگیت چهار تا نشودحس این روز های زندگیم را خودم هم نمیدانموقتی به هر چه میدانم هم اعتباری نیسترسیدم به آنجا که آخر همه شبهایمذهنم را از هرچه میدانم تهی میکنمو خودم را به تو میسپارممیدانم که تو هستیتو میبینیچون تو هستی پشتم گرم استتو چون میبینی خیالم راحت استخدای من .. |
نکته اینجاست که تجربه این رو به ما اثبات کرده ما همیشه دقیقاً از اونجایی ضربه خوردیم که تصور کردیم نیازی به دخالت روحانیت نداره![ با تشکر از حضور روحانیون در ورزشگاه ها ] |