۲۵ فروردين ۰۲ ، ۰۷:۱۲
شعر شهاب
دراین خرابه فتاده اگر چه بیمارمولی به رسم محبت کمی غزل دارمنه کار خمّ می و نی شراب می دانمبه حرمتِ قدمی مویِ ناب می کارمنگو نگار نگاهش چرا زما دور استخرابه و خم خالی خودم خبر دارمتنم پر از ترنم اشک است می دانیمن از کنایه زدن های شهر بیزارمسخن به شأن عزیزان نگفته ام امّاامید دست نوازش ز مهرشان دارمبه خویش وعده نمودم دلش به دست آرمخدا کند که نیفتد گره در این کارمبه حرمت شب قدرت خدا اثر بگذارخودت بر این دل پر سوز و، ساز اشعارمشروع حرکت شعر شهاب امشب شدشبی که من، ز رحمت غفّار سرشارم |
. |
|